مرگ دورکاری در ایران؛ وقتی «اینترنت ناپایدار» متخصصان را مجبور به کوچ کرد

قطع مکرر اینترنت و فیلترینگ گسترده، مدل «دورکاری از داخل ایران» را فروپاشید و موج جدیدی از خروج توده‌ای متخصصان IT را رقم زد. بر اساس جدیدترین آمارهای میدانی، مهاجرت فعالان زیست‌بوم فناوری دیگر یک «انتخاب اقتصادی برای رفاه بیشتر» نیست، بلکه به یک «ضرورت زیرساختی برای حفظ شغل» تبدیل شده است.

کد خبر : 32819
تاریخ انتشار : یکشنبه 11 مرداد 1405 - 12:44
مرگ دورکاری در ایران؛ وقتی «اینترنت ناپایدار» متخصصان را مجبور به کوچ کرد

نگار علی- در دو دهه گذشته، معادله مهاجرت متخصصان فناوری اطلاعات در ایران فرمولی ساده و مبتنی بر مسائل اقتصادی داشت: تورم ساختاری، کاهش قدرت خرید و افت ارزش ریال، برنامه‌نویسان و فعالان حوزه هوش مصنوعی را بر سر یک دو راهی قرار می‌داد؛ یا عطای ماندن را به لقایش ببخشند و برای دستیابی به رفاه بیشتر راهی دیار غربت شوند، یا با استفاده از الگوی «دورکاری»، در ایران بمانند، درآمد ارزی داشته باشند و هزینه‌های خود را به ریال مدیریت کنند. این الگوی دوم، سال‌ها پناهگاه امن نخبگانی بود که تمایلی به ترک وطن نداشتند. اما تحولات اخیر زیرساخت ارتباطی کشور، این معادله را به کلی برهم زده است.

امروز پیمایش‌های میدانی و آمارهای رسمی نشان می‌دهند که قطعی‌های مکرر اینترنت، فیلترینگ گسترده و اختلالات ساختاری در شبکه، گزینه «دورکاری از داخل مرزها» را به فعالیتی پرریسک و تا حدودی غیرممکن مبدل کرده‌اند. این ناپایداری سبب شده که موضوع مهاجرت، از یک تصمیم اختیاری برای ارتقای سطح زندگی، به یک «ضرورت زیرساختی برای حفظ شغل» تغییر ماهیت دهد. وقتی پیش‌فرض‌های اولیه پایداری شبکه سلب می‌شود، متخصص فناوری چاره‌ای جز خروج فیزیکی برای ادامه حیات حرفه‌ای خود نمی‌بیند.

از «فرار فردی» تا «مهاجرت توده‌ای»

این تحول زیرساختی، سازوکار مهاجرت را هم دچار جهش کرده است. طبق آخرین آمارهای رصدخانه ملی مهاجرت ایران، میل به خروج در زیست‌بوم استارتاپی به اوج خود رسیده و شکل خروج از تصمیمات انفرادی، به «مهاجرت‌های توده‌ای» و خروج کامل تیم‌های بنیان‌گذار شرکت‌ها تبدیل شده است. عمق این بحران را می‌توان در شاخص جهانی رقابت‌پذیری استعدادها دید؛ جایی که ایران در تربیت و آموزش نیروی متخصص در رتبه ۷۰ جهان قرار دارد، اما در جذب و نگه‌داشت همین استعدادها تا رتبه ۱۰۰ سقوط کرده است. به بیان ساده‌تر، هزینه‌های سنگین آموزش نیرو در داخل انجام می‌شود، اما سود و ارزش‌افزوده آن تماماً به جیب کشورهای دیگر می‌رود.

وقتی اینترنت ابزار کار را فلج می‌کند

ریشه این فرار توده‌ای را باید در کیفیت فنی شبکه جست‌وجو کرد. گزارش‌های تخصصی انجمن تجارت الکترونیک تهران که با اتکا به داده‌های بین‌المللی نظیر کلادفلر و OONI تهیه شده، تصویر عریانی از بحران شبکه در کشور ارائه می‌دهد. بر اساس این داده‌ها، ایران در میان ۱۰۰ کشور برتر از نظر تولید ناخالص داخلی، ناامن‌ترین و کم‌کیفیت‌ترین اینترنت را دارد و در شاخص محدودیت و فیلترینگ، پس از چین در رتبه ۹۹ جهان ایستاده است.

اما تیر خلاص به پیکر دورکاری در ایران، نه فقط محدودیت‌های فنی، بلکه تجربه تلخ و بی‌سابقه قطع ۸۸ روزه اینترنت و سایه سنگین اضطرابِ پس از آن بود. این قطعی طولانی‌مدت، پیش‌فرض «اتصال همیشگی» را ویران کرد و جایش را به حس روانی و کشنده «ناپایداری دائمی» داد؛ حسی که در آن متخصص فناوری هر لحظه منتظر است با یک کلید، دسترسی‌اش به دنیای آزاد و کارهایش قطع شود. سایه مدام این کابوس که «شاید فردا دوباره شبکه قطع شود»، امکان برنامه‌ریزی تعهدات حرفه‌ای را سلب کرده و دورکاری را از یک مدل شغلی پایدار به یک کابوس پرریسک و اضطراب‌آور تبدیل ساخته است.

«آدرس تهران»؛ خط قرمز کارفرمایان بین‌المللی

شرکت‌های فناوری در دنیا بر پایه «توافق‌نامه سطح کیفیت خدمات» (SLA) کار می‌کنند؛ قانونی اصل‌کاری که طبق آن، نیروی کار باید در زمان مشخص، دسترسی پایدار داشته باشد. وقتی قطعی ناگهانی اینترنت در ایران این توافق را نقض می‌کند، زنجیره ارزش شرکت خارجی از هم می‌پاشد.

از سوی دیگر، فیلترینگ شدید باعث شده ۸۳ تا ۹۳ درصد کاربران ایرانی ناچار به استفاده از فیلترشکن باشند. تغییر مداوم IP ناشی از VPN، سیستم‌های امنیتی پلتفرم‌های بین‌المللی مانند PayPal، Upwork و سرویس‌های ابری AWS را حساس کرده و منجر به مسدودسازی حساب‌های مالی و شغلی متخصصان به ظن نقض تحریم‌ها می‌شود. در نتیجه این دو ریسک بزرگ عملیاتی و حقوقی، درج «آدرس تهران» در رزومه‌ها به یک متغیر منفی تبدیل شده و شرکت‌های خارجی ترجیح می‌دهند نیروهای مورد نیاز خود را از کشورهای همجوار مانند ترکیه، ارمنستان و گرجستان تامین کنند؛ کشورهایی که شاید دستمزد بالاتری طلب کنند، اما اینترنت آزاد، شبکه پایدار و دسترسی بانکی بدون ریسک دارند.

دامنه این ناپایداری تنها به آمار مهاجرت ختم نمی‌شود، بلکه شریان‌های مالی اقتصاد دیجیتال داخل را هم فشرده است. ارزیابی‌های سازمان نظام صنفی رایانه‌ای (نصر) تهران نشان می‌دهد اختلالات شبکه باعث کاهش ۲۰ تا ۵۰ درصدی درآمد شرکت‌های فعال در حوزه شبکه، خدمات ابری و فین‌تک شده و بنابر گزارش وزارت ارتباطات، خسارتی بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان (۵۰ همت) به بار آورده است. این کسری نقدینگی، توان مالی بخش خصوصی برای حفظ نخبگان را سلب کرده و موجبات خروج مدیران ارشد محصول و رهبران فنی را فراهم آورده است.

اینترنت دیگر رفاه نیست، اکسیژن است

روایت‌های میدانی متخصصانی که اخیراً مهاجرت کرده‌اند، حقیقت مهمی را آشکار می‌سازد: درآمد بیشتر، علت اصلی خروج آن‌ها نبوده است. بسیاری از آن‌ها در ایران درآمدهای مناسبی داشتند، اما به دلیل قطعی اینترنت، عدم دسترسی به ابزارهای پایه هوش مصنوعی و مسدود شدن حساب‌هایشان، توان «کار کردن» را از دست داده بودند. غالب این افراد تاکید می‌کنند اگر اینترنتی پایدار، پیش‌بینی‌پذیر و بدون محدودیت وجود داشت، هرگز رنج مهاجرت، دوری از خانواده و هزینه‌های سنگین زندگی در غربت را به جان نمی‌خریدند و همان الگوی ایده‌آل «زندگی در وطن و دورکاری فراملی» را ادامه می‌دادند.

تداوم این وضعیت، زیست‌بوم فناوری کشور را با انقباض شدید، نابودی بخش خصوصی نوآور و تسلط شرکت‌های نیمه‌دولتی مواجه خواهد کرد. در عصر حاضر، اینترنت پایدار و آزاد، یک «مطالبه رفاهی» یا تفننی نیست؛ بلکه ابتدایی‌ترین زیرساخت زیست‌بوم اشتغال و اکسیژن حیات صنعت IT است. تا زمانی که این پیش‌فرض حیاتی به رسمیت شناخته نشود، موج خروج سرمایه‌های انسانی، شرکت‌ها و استارتاپ‌ها با شدتی بیشتر ادامه خواهد داشت.

۲۲۷۲۲۷

🚨 خبر لحظه‌ای 💬 خبر پربحث

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.